ادبیات تهدید در برابر لحن تهدید

مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 5+1 که ایران با راهنمای «نرمش قهرمانانه» آن را آغاز کرد و به آمریکایی‌ها فرصت داد تا مستقیم و علنی‌تر از گذشته طرف مذاکره با ایران قرار گیرند، کانون اصلی کلیه مسائل مربوط به ایران و آمریکا شد و در عین‌حال حجم اصلی اظهارات دو طرف را به خود اختصاص داده که فراز و فرودهای بسیاری نیز داشته است. در این میان، سیاست تبلیغی آمریکا، پرگویی و تکرار بوده و سیاست ایران، واکنش مقطعی. طی دو سه هفته اخیر، تعدادی از مقامات بلندپایه آمریکا در پیروی از سیاست پیش‌گفته درباره مذاکرات هسته‌ای، علیه ایران لحن تهدیدآمیز به‌کار بردند که با واکنش تند فرمانده معظم کل قوا در دیدار با جمعی از معلمان سراسر کشور مواجه شد و ساعاتی بعد نیز سردار سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه با حضور در برنامه خبر سراسری شبکه یک در همان راستا تند و هوشمندانه موضع‌گیری کرد. با توجه به این رخداد، نوشتار حاضر در راستای پرداختن به چرایی کلی آنچه که به‌نحو فرایندی واقع شد و به‌ویژه بخش انتهایی آن (واکنش امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) و موضع‌گیری سردار سلامی) که بسیار کم‌سابقه بوده به اختصار به این موضوع پرداخته است: «موضع‌گیری و واکنش ایران به اظهارات تهدیدآمیز مقامات آمریکا به صدا درآوردن ناقوس پرطنین خطر برای آمریکایی‌ها و گوشزد کردن واقعیت‌هایی جدی و اساسی به آنها و نیز، ایجاد چتر قدرتمند حمایت از مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران و حفظ آنها در مسیر تعیین شده است.»
خاستگاه مفهومی بحث

اساس «دیپلماسی اختلافی» مانند اصل دیپلماسی، مذاکره است. کاربست دیپلماسی ایجاد رابطه، تحکیم رابطه، حلّ اختلافات، جلوگیری از جنگ، پایان دادن به جنگ و... است که در همه آنها مذاکره محور است. یکی از ویژگی‌های دیپلماسی که جایگاه اصل و قاعده پیدا کرده و در نتیجه دیپلماسی مؤثر می‌باشد، «داشته‌ها و امتیازها» است. «داشته‌ها و امتیازها» از عوامل شکل‌گیری دیپلماسی هستند و به همان میزان که گریز از آن دو امکان‌ناپذیر است، نمی‌توان مانع نقش آنها در دوری‌ها و نزدیکی‌ها هم شد. در بیشتر مواقع «داشته‌ها و امتیازها» مانع از دیپلماسی خالص و برابر می‌شود، به‌ویژه در «دیپلماسی اختلافی» که طرفین در آن نشانه‌های امنیتی و قدرت را می‌بینند یا می‌جویند، در چنین دیپلماسی‌هایی برخلاف فلسفه دیپلماسی که پدیداری‌اش برای بستن راه بر خشونت و یا اصلاح و تعدیل آن است، دیپلماسی نیز به خشونت آلوده می‌شود. در دیپلماسی که چاشنی خشونت پیدا کرده، معمولاً طرفی که از «داشته و امتیاز» بیشتر قدرت برخوردار است، با استفاده از واژگان و عبارات تهدیدآمیز حال و هوای دیپلماسی را تغییر می‌دهد. تغییر این‌چنینی حال و هوای دیپلماسی و کشاندن آن به خشونت، براساس تصورات درست و نادرست انجام می‌گیرد. اگر اساس این تصورات درست باشد، موضوع در ساحت دیپلماسی و یا در میدان جنگ به نفع آن تصور کننده پایان می‌یابد و اگر اساس تصور نادرست باشد، شکست آن تصور کننده در ساحت دیپلماسی و یا میدان جنگ قطعی است و یا دست‌کم با تحمل هزینه سنگین ناگزیر باید به عرصه دیپلماسی بازگردد. آمریکا از جمله معدود کشورها و یا به بیان بهتر در رأس کشورهایی است که ادبیات قدرت حتی بر «دیپلماسی‌های غیر اختلافی»اش هم حاکم است و رویه دیپلماسی این کشور به حساب می‌آید. تهدیدات هر از آگاهی ایران نیز در مسیر همین رویه انجام می‌گیرد.

تبیین دیپلماسی اختلافی آمریکا
همان‌طور که پیشتر اشاره شد، ویژگی «دیپلماسی اختلافی» به نسبت طرف‌های این دیپلماسی چنین است: طرفی که «داشته و امتیاز قدرت‌بخش» خودش را بیشتر می‌داند، این دیپلماسی را به‌سمت خشونت می‌کشاند. نگاه قدرت‌طلب آمریکا به «داشته‌ها و امتیازها» آنها را متقاعد کرده که در مقایسه با دیگران، قدرتمندتر هستند و هرگاه که تشخیص دادند، می‌توانند آزادانه با تغییر حال و هوای «دیپلماسی اختلافی» به آن رنگ خشونت بدهند و طرف‌های مقابل را مرعوب و تسلیم سازند. «جغرافیای پهناور، سرمایه کلان، پیشرو بودن در بسیاری علوم، برخورداری از ارتش و صنعت نظامی پیشرفته، سلطه مادی و معنوی بر بسیاری از کشورهای دنیا حتی کشورهای غربی، دیپلماسی قدرتمند و... آمریکایی‌ها را به این نتیجه رسانده که با دارا بودن عوامل اصلی قدرت و سلطه، باید از کشاندن «دیپلماسی اختلافی» به عرصه تهدید و خشونت هراس نداشته باشند و چه‌بسا برای رسیدن به خواسته‌شان مایلند با کشاندن بحث به این عرصه هرچه زودتر به هدف‌شان برسند و موضوع را خاتمه دهند.
تحلیل دیپلماسی اختلافی آمریکا

آمریکایی‌ها در استقبال از هدایت «دیپلماسی اختلافی» به سمت ‌و سوی خشونت و تهدید، تنها به «داشته‌ها و امتیازهای» موجود تکیه ندارند. تاریخ سلطه‌گری و جنایات آنها در چپاول ملت‌های دیگری پشتوانه اصلی آنها در غره شدن به چنین دیپلماسی است. در گذشته، پیروزی در جنگ جهانی اول و دوم و در زمان‌های نزدیک‌تر پیروزی در بالکان، اشغال افغانستان، اشغال عراق، حمله‌های مداوم به بخش‌هایی از پاکستان و... آمریکایی‌ها را در پیگیری و تداوم این روش در دیپلماسی جدی‌تر و دلگرم‌تر کرده است. پیش‌فرض حاصل‌آمده از این پیروزی‌ها متقن و سرآمد شدن این روش در نزد آنان برای حصول به نتیجه قطعی است.
ضعف‌های دیپلماسی اختلافی آمریکا

آنچه که در بالا درباره تبیین و تحلیل «دیپلماسی اختلافی» آمریکا به اختصار گفته شد، هر دو نگاه تک‌بعدی و مغرورانه و متکبرانه به مسئله است، زیرا در هر دوی آنها مدّ نظر قرار دادن ضعف‌ها در حاشیه قرار دارد که با طرح این پرسش، اهمیت و جایگاه آن در بخش تبیینی بحث روشن‌تر می‌شود: «آیا آسیب‌پذیری داشته‌ها و امتیازهای» آمریکا به «صفر» رسیده و در هیچ‌موقع و زمانی آسیب ندیده‌اند؟» «قطعاً پاسخ واقعی منفی است. مفهوم این پاسخ منفی این است که «داشته‌ها و امتیازهای» آمریکا آسیب‌پذیرند، هر درصدی از آسیب‌پذیری می‌تواند اساس بحث را متحول سازد. نگاهی گذرا به نابودی تجهیزات و کشته‌های آمریکا در افغانستان و عراق و نیز فرو رفتن آمریکا در رکود اقتصادی در دو سه سال گذشته و... نمونه‌های عینی موضوع است. درباره بخش تحلیلی نیز توجه به این پرسش راهگشا است؛ «آیا تمام دخالت‌های نظامی آمریکا با پیروزی همراه بوده است؟» پاسخ این پرسش نیز منفی است. قریب‌به‌اتفاق کارشناسان معتبر جهانی در عرصه‌های مختلف، مداخلات نظامی سال‌های اخیر آمریکا در نقاط مختلف، به‌ویژه افغانستان و عراق را برای آمریکا شکست محض می‌دانند و اما عامل دیگری که در این قضیه نقش دارد و چه‌بسا عامل اصلی و تعیین‌کننده نیز باشد، جایگاه طرف مقابل در «دیپلماسی اختلافی به خشونت و تهدید کشیده» آمریکا است. اگر «داشته‌ها و امتیازهای» آمریکا با اندکی تسامح، تقریباً ثابت و یا دارای تغییر بسیار نامحسوس است، طرف‌های مقابل در مقیاس اینکه طرف مقابل کیست و چه «داشته‌ها و امتیازهایی» دارد، تغییر و تفاوت اساسی دارند. یقیناً اگر طرف آمریکا، روسیه و یا کویت باشد، موضوع برای آمریکا بسیار فرق می‌کند، حال آنکه آمریکا همان آمریکا و با همان داشته‌ها و امتیازهاست. حال بر این اساس که طرف آمریکا ایران است، بحث دنبال می‌شود.
دیپلماسی اختلافی به خشونت و تهدید

جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه‌ای در نهم اردیبهشت گفت: «واشنگتن در صورت توافق، بر برنامه هسته‌ای ایران نظارت دارد و در صورت لزوم می‌تواند بار دیگر ایران را تحریم کند و گزینه نظامی هم فوراً در دسترس خواهد بود.» وی در پایان مصاحبه نیز تکرار کرد: «اگر دیدیم که آنها به‌سمت آن (برنامه تسلیحاتی) می‌روند، که قطعاً می‌توانیم ببینیم آن‌وقت می‌توانیم اگر خواستیم سریعاً به تحریم‌ها بازگردیم یا فوراً به‌سراغ گزینه نظامی برویم.»
دو روز پس از سخنان کری، جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز با حضور در اندیشکده سیاست خاورنزدیک واشنگتن گفت، وقوع جنگ امری غیر قابل پیش‌بینی است، با این‌حال در صورتی که لازم باشد، اتفاق خواهد افتاد. این ریسکی است که اگر ایران به‌سمت بمب حرکت کرد، ما باید بپذیریم. بایدن اضافه کرد: «احتمال حمله نظامی علیه ایران، همچنان یک گزینه به‌شمار می‌رود و اوباما خواستار دور شدن از این گزینه است.»
با اینکه اظهارات کری و بایدن تهدیدآمیز است، همچنان نشانه‌هایی از احتیاط در آن دیده می‌شود که گویای تردید آنها به آن‌چیزی است که می‌گویند و این یعنی آنها هم تا حد زیادی به اینکه طرف این دیپلماسی است چه کسی است، توجه دارند با این حال، امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) فرمانده کل قوا به همین تهدیدات احتیاط‌آمیز، واکنش جدی نشان دادند.
واکنش فرمانده کل قوا

امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) فرمانده معظم کل قوا در پاسخ به اظهارات تهدیدآمیز مقامات آمریکا بیشتر به معرفی طرف آمریکایی‌ها که ایران اسلامی انقلابی است، تکیه کردند تا تصور نادرست آنها را درباره «داشته‌ها و امتیازهای‌شان» بیشتر با یادآوری جایگاه و توان ایران اصلاح کند. پاسخ قاطع و کوبنده امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) که بر این مبنا داده شد، به مثابه به صدا درآمدن ناقوس هشدار و خطر برای آمریکایی‌ها بود. معظم‌له در این‌باره به چند نکته کلیدی اشاره داشتند:
1ـ ورود باصلابت؛ فرمانده معظم کل قوا در آغاز پاسخ به تهدید نظامی آمریکا با بیان قاطع و محکم «غلط می‌کنید» اوج توان واکنش باصلابت ایران به این تهدیدات را نشان دادند و با افزودن: «همان‌طور که در زمان رئیس‌جمهور قبلی آمریکا هم گفتم، دوران بزن و در رو تمام شده است و ملت ایران کسی را که بخواهد به او تعرض کند، رها نخواهد کرد.» واکنش قطعی ایران به هرگونه تعرض احتمالی را تا مرزهای میدان درگیری پیش بردند.
2ـ اعلام آگاهی از عمق مسئله؛ امام خامنه‌آی(مدظله‌العالی) با بیان اینکه «آمریکایی‌ها نیازشان به مذاکره اگر بیشتر از ما نباشد، کمتر نیست.» موقعیت آمریکایی‌ها را در رابطه با مذاکرات به رخ‌شان کشیدند تا آنها را از باور تبلیغات‌شان که ادعا می‌کنند ایران مجبور به آمدن پای میز مذاکره شد، دور سازند و به آنها گوشزد کنند که نیاز آنها به مذاکرات بیشتر از ما است و ما هم آن را می‌دانیم و بنابراین، روی موضوع نیاز ایران زیاد حساب نکنید.
3ـ معرفی هیبت و عظمت مردم؛ رهبر معظم انقلاب در معرفی وجه دیگری از جایگاه طرف ایرانی چنین فرمودند: «این هیبت و عظمت، متوهمانه نیست، بلکه واقعی است؛ زیرا کشور بزرگ ایران با جمعیتی بیش از هفتاد میلیون، دارای سابقه فرهنگی و تاریخی اصیل و عمیق و شجاعت و عزم مثال‌زدنی است.»
4ـ حمیت هویتی و شخصیتی؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با تأکید بر اینکه این ملت همواره از هویت و شخصیت خود دفاع کرده است، به شاهد عینی و مثال‌زدنی آن که وجه دیگری از شاخصه‌های طرف آمریکاست، یعنی دفاع مقدس اشاره کرده و فرمودند: «در هشت سال دفاع مقدس، همه قدرت‌های جهان تلاش کردند تا این ملت را به زانو درآورند، اما نتوانستند، بنابراین باید این عظمت و هیبت را حفظ کنند.
5ـ شناختن قدر هویت و شخصیت؛ رهبر معظم انقلاب در بیانی که مخاطبش مسئولان کشور، به‌ویژه مسئولان سیاست خارجی و نخبگان بودند و پیامش برای آمریکایی‌ها بود، یادآور شدند: «اگر یک ملتی نتواند از عظمت و هویت خود در مقابل بیگانگان دفاع کند، قطعاً توسری خواهد خورد؛ بنابراین باید قدر هویت و شخصیت ملت را دانست.»
6ـ اجتناب جدی از پذیرش زور، تحقیر و تهدید؛ فرمانده کل قوا درباره نوع برخورد با فضایی که آمریکایی‌ها برای مذاکرات درست کرده‌اند بیان داشتند: «با مذاکراتی که زیر شبح تهدید باشد، موافق نیستم. به مذاکره با رعایت خطوط اصلی ادامه دهید و اگر در این چارچوب به توافق هم رسیدید اشکالی ندارد، اما به هیچ‌وجه زیر بار تحمیل، زور، تحقیر و تهدید نروید.» این واکنش و دستورالعمل کلی مذاکرات، به این معناست که تهدیدات دشمن بی‌اعتبار است و گروه مذاکره‌کننده ایرانی باید خط ترسیم‌شده را ادامه دهد و برای لفاظی تهدیدی دشمن ارزشی قائل نباشد.
ادبیات تهدید در برابر لحن تهدید

سردار سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه نیز در راستای معرفی دقیق‌تر طرف آمریکا(ایران) در مذاکرات هسته‌ای و اظهارات تهدیدآمیز شیطان بزرگ به حقایق روشنی اشاره کرد از جمله:
1ـ استقبال از جنگ با آمریکا؛ سردار سلامی برای نشان دادن حقیقت جامعه ایران به طرف آمریکایی و آگاه ساختن آنها از فهم و فاصله مردم ایران با جنگ و نشان دادن معرفتی برآمده از تجربه یک جنگ طولانی که آمریکایی‌ها نیز در آن سهم داشتند و آن را خوب می‌شناسند، گفت: «بنده به‌عنوان یک فرمانده نظامی جنگ‌دیده که در دوران جوانی در جنگ بزرگ شده‌ام و جنگ برایم پدیده‌ای واقعی و نه ذهنی است، به آنها هشدار می‌دهم و می‌گویم ما بیش از آنکه برای صلح، سازش و تعامل با آنها قدرت ساخته باشیم، برای جنگ‌های گسترده و طولانی‌مدت با امکان حقیقی پیروزی قدرت‌سازی کرده و از جنگ با آمریکا استقبال می‌کنیم.»
2ـ به رخ کشیدن واقعیت‌ها در میدان؛ سردار سلامی با تک‌گزینه‌ای کردن انتخاب ایران در برابر حفظ دو گزینه برای آمریکا و در مظان تردید قرار دادن نمایشی که آمریکایی‌ها از تهدید می‌دهند، با حفظ موضع تهاجمی یادآور شد: «اگر آمریکا بلوف می‌زند و عملیات روانی می‌کند، ما باز هم با این قضیه جدی برخورد می‌کنیم و اگر واقعی هم می‌گویند ما آماده‌ایم تا واقعیت‌های‌مان را در میدان به رخ یکدیگر بکشیم.»
3ـ ترک مذاکره و سپردن قضیه به عرصه نظامی؛ سردار سلامی در توصیه به گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران گفت: «توصیه می‌کنیم با آرامش، وقار و اعتماد به‌نفس و تکیه بر یک قدرت عظیم و بی‌پایان که ملت ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اندوخته‌اند در مذاکرات حاضر شوند... و اگر آمریکا مجدداً با ادبیات اعراب، تهدید و تحقیر در مذاکرات به‌دنبال برتری‌طلبی سیاسی بود، میدان مذاکرات را ترک کنند. آنها این قضیه را به ما بسپارند تا در فضای تهدید با آنها تعیین‌تکلیف کنیم و کار را ادامه دهیم.»
بیانات فرمانده معظم کل قوا و در ادامه سخنان سردار سلامی که در همان راستا ابراز شد، ضمن معرفی مختصات مهمی از نظام اسلامی و قابلیت‌های اقتداری و ارزشمندش که دشمن در تهدیداتش نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد، این پیام روشن را به گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران می‌دهد که آنها بدون هرگونه اعتنا و نگرانی از لحن تهدیدآمیز مقامات آمریکا، وظیفه دارند با رعایت دقیق خطوط قرمز، حقوق هسته‌ای ملت ایران را تأمین کنند و بدون احساس وظیفه در قبال جنگ که احیاناً می‌تواند سبب تضعیف موضع آنها در مذاکرات شود، آن را به عهده مسئولان نظامی کشور بگذارند و مطمئن باشند فرمانده معظم کل قوا بر هر دو حوزه سیاست و میدان نظامی‌گری نظارت دقیق دارند.


نویسنده: رضا گرمابدری
منبع: بصیرت

 
/ 0 نظر / 5 بازدید