تک‌تیرانداز آمریکایی؛ نماد بی‌اعتمادی جامعه آمریکایی به دولت و رسانه

فیلم تک‌تیرانداز آمریکایی دارای چندین داده فرامنتی است که در تحلیل زوایای پنهان ذهنیت جامعه آمریکایی با سیاست‌های دولت خود روشن کند. فیلم اکران طوفانی داشت و توانست بهترین فروش آغازین را برای کارگردان خودش که روزگاری گانگستر فیلم‌های وسترن آمریکایی بود رقم بزند و در هشتادوهفتمین جشنواره اسکار در شش بخش نامزد جایزه اسکار شود ولی فقط به یک جایزه بهترین تدوین صدا دست یافت که این خود حاوی یک پیام فرامنتی از جامعه هنرمندان است که خود را به تبعیت از سیاست‌های دولت آمریکا ملزم می‌دانند!
فیلمی که بیان خلاصه داستان آن نیازمند انتخاب دقیق و پیچیده کلمات به شرح ذیل است:

روایتی از یک مزرعه دارگاوچران آمریکایی که بعد از مشاهده تصاویر کشته شدن هموطنانش در حمله به سفارت‌های آمریکا در جهان در تلویزیون در ارتش ثبت‌نام می‌کند. در حالیکه به دلیل مسائل عاطفی ناشی از ارتباطش با یک دختر آمریکایی و متعاقباً قصد ازدواجش با او در حال انصراف از اعزام توسط ارتش بود مشاهده حادثه یازده سپتامبر در تلویزیون باعث عزم جدی‌اش در این هدف می‌شود و برای جلوگیری از ورود تروریست‌ها به خاک کشورش به عراق عزیمت می‌کند و برای حفاظت از کیان سرزمینش که توسط انجیل و همچنین پدر خانواده به آن توصیه شده است، طی 1000 روز حضور در عملیات، 160 مسلمان را به قتل می‌رساند. (روایتی که ذکر شد بخش‌هایی از اطلاعات بصری و دیالوگ‌های سربازان آمریکایی در فیلم است.)
سؤال اصلی این است که فیلم روایت فردیست که جامعه او را به‌عنوان یک قهرمان می‌ستاید و یا فیلم سعی دارد فردی را که جامعه او را به دلیل رفتارهایش مورد مواخذه قرار داده تنزیه کند و در حد یک قهرمان ملی ارتقاء دهد؟ به‌عبارت‌دیگر فیلم روایت فردیست با مدال قهرمانی که جامعه به او داده یا فردی منفور که سیاست‌های نظام اقتضاء می‌کند جامعه او را به‌عنوان یک قهرمان بپذیرد و مدال قهرمانی را به او اعطاء کند؟
فیلم پاسخ صریحی به این سؤال‌ها نمی‌دهد اما شواهد فرامنتی و حفره‌هایی که در فیلم وجود دارد نشان می‌دهد علی‌رغم میل باطنی طراحان فیلم‌نامه و تولیدکنندگان که سعی دارند چنان وانمود کنند که روایتگر زندگی یک قهرمان اجتماعی هستتد، جامعه آمریکایی نه تنها او را یک قهرمان و اسطوره نمی‌دانند بلکه نگاه شریفی به کریس کایل و رکورد او در کشتن انسان‌ها نیز ندارد لذا فیلم در پاسخ و توجیه مواخذه‌ی جامعه آمریکا از کریس کایل دارد تولید شده است.
این امر باعث شده جهت توجیه مخاطب که حضور نظامی سربازان آمریکایی در عراق را قابل توجیه نمی‌داند اطلاعات و پیام‌های فرامنتی بسیاری در فیلم جانمایی شود:
1- منطقه جغرافیایی وقوع قصه کشور عراق است و در فیلم به کرات از آن نام برده می‌شود.
2- در بخشی از فیلم از عراق به‌عنوان منطقه شیطان و جهنم نام برده می‌شود.
3- پدر کریس کایل که مردی معتقد به انجیل و مسیح است پس از حضورش در کلیسا در حین خوردن غذا به پسرش (کریس کایل) اجازه می‌دهد با افرادی که متجاوز هستند حمله کند. این سکانس پیام خود را به وضوح به مخاطب می‌رساند.
4- برادر تک‌تیرانداز آمریکایی که خودش یک سرباز است وقتی در حال خروج از عراق است با عصبانیت دو بار کشور عراق را لعنت می‌کند.
5- ارتباط یکی از قاتلین به کشور سوریه ارجاع داده می‌شود تا برخورد آمریکا در قبال سوریه قابل توجیه باشد.
6-در یک سکانس از فیلم توده‌ای از مردم از کشته شدن یکی از تروریست‌ها توسط سربازان آمریکایی خشمگین هستند و برای حمایت از او دست به تظاهرات زده‌اند.
7-    در یک سکانس سربازان آمریکایی با اعتماد به یکی از مسلمانان دعوت او را به سفره غذا می‌پذیرند ولی در اواسط مهمانی شام متوجه می‌شوند او خودش از طرفداران تروریست‌هاست و این دعوت هم اقدامی است برای کمک به آنان. 
مهمانی و سفره غذا در تمام کشورها نماد یک محیط دوستانه و امن است و استفاده از آن برای توطئه علیه مهمان خلاف انسانیت و باعث اشمئزاز مخاطب است. این سکانس سعی در این دارد که مسلمانان را افرادی نشان دهد که حتی کوچک‌ترین قواعد انسانی را نیز رعایت نمی‌کنند تا از قبل این بی‌اعتمادی که نسبت به مظاهر دوستی مسلمانان و صمیمت آن‌ها با غربی‌ها پدید می‌آید در نهایت بتوانند انسان غربی را از ارتباط با مسلمانان پرهیز دهند.
8-    در دو سکانس از فیلم می‌بینیم که کودکان عراقی نیز دست به مبارزه مسلحانه می‌زنند. عناصر بصری این سکانس‌ها به گونه‌ای طراحی شده که به تصاویر کودکان فلسطینی در برنامه‌های خبری تلویزنهای دنیا که با سنگ به مبارزه می‌پردازند شباهت بسیاری دارد و به راحتی چنین تداعی را در ذهن مخاطبین ایجاد می‌کند.
هدف از این پیام این است که مخاطب پس از این در قبال تصویر کشته شدن مبارزان مسلمان و فلسطینی در پی این پاسخ نباشد که این افراد چرا کشته می‌شوند. چرا که پیش فرض حاصل از این فیلم این است که اینان در حال حمله مسلحانه به غرب هستند.
9-    در دو سکانس می‌بینیم که زنان چادری و محجبه به تروریست‌ها کمک می‌کنند. این دو سکانس نیز هدفی جز این ندارد که مخاطب را نسبت به حجاب و زنان مسلمان بد بین کند.
10-نکته حائز اهمیت این است که فیلم به کرات سکانس‌هایی از مبارزات سربازان آمریکایی را در اخبارهای تلویزیونی نمایش می‌دهد؛ و حتی قهرمان فیلم نیز تحت تأثیر این گزارش‌های خبری است چنانچه در فیلم دیده می‌شود کریس کایل پس از هر بار مشاهده اخبار تلویزیونی عازم کشور عراق می‌شود.
جانمایی این پیام در فیلم نشان می‌دهد مخاطب آمریکایی علاوه بر اینکه حضور سربازان آمریکایی را در عراق قابل توجیه نمی‌داند نسبت به رسانه‌های آمریکایی نیز بی‌اعتماد است. فیلم در صدد آن است که چنان نشان دهد که کریس کایل و جامعه آمریکایی نسبت به این اخبار اعتماد دارند در حالی طراحی چنین عامل انگیزشی در قهرمان قصه دقیقاً اثبات‌کننده این است که در جامعه آمریکایی چنین اعتمادی به رسانه وجود ندارد.
پرداختن به این پیام‌ها که در بخش‌های مختلف فیلم جانمایی شده است به دلیل انتقادی است که افکار عمومی آمریکا به دولت و رسانه‌های آمریکا دارد. آگاهی عمومی مردم آمریکا مهم‌ترین عامل تولید این فیلم ضعیف است که توجیهاتش برای قهرمان سازی از یک قاتل نمی‌تواند جامعه هنری را برای اعطاء جایزه‌های مهم آکادمی اسکار گردد که می‌توانست در افزایش مخاطبین فیلم نقش بسزایی داشته باشد و در نهایت تنها جایزه تدوین صدا را نصیب فیلم نمود تا نمادی دیگر از عدم اقناع جامعه هنری آمریکا در توجیه کشتار مسلمانان باشد.
تلاش‌های کلینت ایستوود در صحنه‌سازی کشتن کودک و زن عراقی را در یکی از سکانس‌های هدف فیلم نمی‌تواند منطق مناسبی را برای این کشتار فراهم آورد. کریس کایل تک‌تیرانداز آمریکایی با توجه به امنیت بالایی که سربازان آمریکایی داشتند، در هر دو سکانس می‌توانست برای جلوگیری از کشته شدن کودک و زن عراقی آن‌ها را مصدوم کند در حالیکه در هر دو بار با هدف قرار دادن قلب سوژه خیال خود را آسوده می‌کرد. چنین فردی که فقط برای پرهیز از زحمت خود و همکارانش زنان و کودکان را به مسلخ می‌برد چگونه می‌تواند نماد یک قهرمان حافظ امنیت جامعه آمریکایی باشد؟
جمله پایانی فیلم که قصد دارد روایت تاریخی زندگی کریس کایل را به مخاطب منتقل کند ناخواسته این نکته را اثبات می‌کند که کریس کایل و کسانی که به حضورشان در عراق و کشتار در این کشور افتخار می‌کنند از سوی جامعه ترد شده هستند. بر اساس این روایت کریس کایل توسط یکی از وترانهای آمریکایی (سربازان مصدوم آمریکایی) در خاک آمریکا کشته‌شده است.

 

نویسنده:ابراهیم میرعزیزی
منبع : بصیرت

/ 0 نظر / 19 بازدید